دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم

به تیک فیلم خوش آمدید - امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

قوانین تیک فیلم

جدیدترین فیلم ها

دانلود فیلم اسب
دانلود فیلم اطراف آرامش
دانلود فیلم پیش خواهد آمد
دانلود فیلم هیهات
دانلود فیلم نزدیک تر
دانلود فیلم داره صبح میشه
دانلود فیلم امکان مینا
دانلود فیلم خاکستر و برف

برای مشاهده همه فیلم های جدید کلیک کنید

خرید 200 کارتون دوبله فارسی
به جای خرید یک مجموعه جا گیر از کارتونهای دلخواه خود با قیمت معادل 150 هزار تومان فقط 16000 تومان پرداخت کنید و در قالب 9 دی وی دی این مجموعه را در اختیار بگیرید ! ( 90 درصد صرفه جویی در هزینه و صرفه جویی در فضا )

» برای مشاهده توضیحات و تصاویر بیشتر این محصول اینجا را کلیک کنید ...

قیمت: فقط و فقط 16000 تومان
خرید انیمیشن

نقد و بررسی فیلم خاکستر و برف

نقد و بررسی فیلم خاکستر و برف

فیلم سینمایی «خاکستر و برف» دومین ساخته روح‌الله سهرابی از 28 شهریور ماه در گروه هنر و تجربه اکران شده است. «خاکستر و برف» فیلمی اجتماعي با مضمون دفاع مقدس است. این فیلم دیپلم افتخار بهترین کارگردانی بخش تجلی اراده ملی را دریافت کرده است.فیلم «خاکستر و برف» در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور داشت.

یادداشت روح‌الله سهرابی، کارگردان فیلم «خاکستر و برف»:

گاه مرز رنگ‌ها، ناپیداست. گاهی سیاهِ سیاه و گاه سفیدِ سفید. گویی مرز نگاه خاکستری و نگاه سفید نیز دچار ناپیدایی شده است. زلال انسانی آلوده است و این آلودگی خبر از اندوه عمیقی دارد. کسی اما حواسش نیست. کسی حتی توجهی نمی‌کند. چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ؟! اصلاً راست و دروغ یعنی چه؟! مگر امروزه، همه چیز در منیّت و خودبینی خلاصه نمی‌شود؟! اما همین هم نیست. تمام درد امروز ما انگار از یک چیز است و آن چیزی نیست مگر فراموش کردن مرزهای مهم انسانی‌مان. برای دستیابی به چیزی کوچک، چه چیزهای بزرگی را که از دست نمی‌دهیم. برای حفظ حریم تعریف شده خود، چه حرمت‌هایی را که نمی‌شکنیم و چه مرزهایی را که به هم نمی‌زنیم! رنج اشتباه به کنار. رنج غربت‌هایی که فراموش شد به کنار! رنج انتظارهایی کشنده و طاقت‌فرسا به کنار و رنج آرزوهایی که بر خاک شد به کنار. سنگینی نگاهِ بعضی که دیروز سنگرِ عافیت گزیدند و امروز لنگرِ منفعت انداخته‌اند را چگونه باید تحمل کرد؟! قلب انسان گاهی آبستن آلامِ عمیقی است. گاهی درد‌هایمان درمان دارد و گاه ندارد. هنوز همه سردرگمیم. هنوز که هنوز است بیدار نشده‌ایم! یادمان رفته، همه دره‌ها و کوه‌هایی را که خوابیده بودیم و بر دوشِ بیداردلان پیمودیم. هر چه بود، بود و هر چه هست، هست. اما یادمان باشد تمام سوزِ این عشق، بر دل آنانی نشسته است که عاشق شدن را دوباره معنا کردند. مبادا مرزِ به هم ریخته نگاه ما، مرزِ به هم ریخته ذهنمان نیز باشد. مبادا فراموشی را ادامه دهیم! راه درازی در پیش است، مبادا از خود دور و دورتر شویم.
 خاکستر و برف، ترجمه دلدادگی است. پیغام عشق و زیبایی است. معنای صبری است که مظلومانه سکوت کرده است. فیلم‌نامه‌ای که از باوری عمیق شروع شد، به تحقیق و پژوهش چند ماهه کشید، چندین و چند اصلاحیه تحمل کرد و به آنچه امروز هست، رسید. اما بی‌شک جای بهتر شدن داشت، چنان‌که  هر فیلم‌نامه‌ای نیز چنین است. امید، که نقدهای دوستان، بار تجربیاتم را سنگین‌تر کند تا در آثار بعدی، کمتر دچار نقص و خلأ شوم.

 
خلاصه فیلم «خاکستر و برف»:

احسان پس از ۲۵سال به ایران برمی‌گردد تا با بهترین دوست خود که زندگی‌اش را مدیون اوست برای آخرین بار تجدید دیدار کند. همین مساله اتفاقات ناخواسته دیگری را برای او رقم می‌زند.

 
عوامل فیلم «خاکستر و برف»:

کارگردان: روح اله سهرابی/ تهيه کننده: فرهاد گلی/ نویسنده: روح‌الله سهرابی، سید مرتضی مصطفوی/ مدیر فیلمبرداری: عارف نامور/ صدابردار: ابراهیم ایرج‌زاده/ چهره‌پرداز: سعید ملکان/ طراحی صحنه: روح‌اله سهرابی/ طراح لباس: نازنین خزاعی/ جلوه‌های ویژه میدانی: مهدی سهرابی/ تدوین: نقی نعمتی/ صداگذاری: بهمن اردلان/ موسیقی: بهزاد عبدی/ جلوه‌های ویژه بصری: مهدی سهرابی/ عکس: کوروش عسگری

بازیگران: میترا حجار، کامبیز دیرباز، قربان نجفی، سیامک ادیب، محمدباقر صفانور، ژیلا شاهی، نصرت شاه‌نظری‌، وجیهه لقمانی، اسماعیل زنگل گیاه، سید مهدی سجادپور، حسین مسلمی نائینی


حواشی «خاکستر و برف»:

کامبیز دیرباز که برای بازی در فیلم «خاکستر و برف» 15 کیلو به وزنش اضافه کرد و در نقش مردی، 15 سال بزرگ تر از خودش حضور یافت، گفت:

"برای من 15 کیلو چاق شدن سخت نبود. سختی را الان می کشم که مجبورم دوباره به وزن سابقم برگردم. من در هر کاری به دنبال تجربه کردن هستم. من هیچ تصوری از 15 سال دیگرم ندارم، اما می توان آن را با تخیل بازی کرد. شاید یکی از دلایل اضافه وزن این باشد که در سن بالا آدم گاهی دچار اضافه وزن می شود و به نظر من تپلی بد نیست و خیلی هم با نمک است."

فیلم «خاکستر و برف» محصول سال  1391 است.

فرهاد گلی تهیه کننده فیلم «خاکستر و برف» درارتباط با سرمایه گذاری این فیلم گفت:

"40 درصد سرمایه گذاری این فیلم با بنیاد روایت و 60 درصد باقی آن با بنده بوده است."

سید مرتضی مصطفوی درباره فیلمنامه فیلم «خاکستر و برف» گفت:

"متاسفانه امروز در جامعه یک سری ارزش ها مخصوصا دفاع مقدس کم رنگ شده است . در این فیلم سعی شده تک تک شخصیت ها نگرش متفاوتی به ارزش های دفاع مقدس داشتند زیرا همانطور که می دانید برخی ها نسبت به ارزش های دفاع مقدس موضع دارند."

روح اله سهرابی درباره ایده اولیه ای که باعث نگارش «خاکستر و برف» شد گفت:

"ایده اولیه را از زندگی دو مادر شهید گرفتیم که یکی از آنها مادر شهید داوود منصوری است. این مادر شهید برای ادای احترام به مقام شامخ تمامی این مادران در فیلم هم حضور دارد و نقش مادری را ایفا کرده که سالها منتظر بازگشت فرزندش به خانه بوده است."

داستان «خاکستر و برف» در مورد رزمندهای است که به دلیل مقصر دانسته شدن در شهادت همرزمش(داوود) از طرف خواهر او(ریحانه) که نامزد وی بوده است، بیستوپنج سال است جلای وطن کردهاست. پیدا شدن پلاک وی در کنار جسد شهیدی که مسؤلین احتمال میدهند داوود است بهانهای برای بازگشت وی فراهم می سازد تا مأموریت اطلاع دادن این ماجرا به مادر داود نیز به عهده او گذاشته شود. مخالفت شوهر ریحانه با این موضوع به بهانه سفر کربلا و ماجراهای متعاقب آن داستان فیلم را شکل می دهد.

 – کارگردان موفق شده است از یک موضوع معمولی که شاید در نگاه اول خسته کننده نیز به نظر برسد، یک ملودرام جذاب بسازد که مخاطب را تا انتهای فیلم با خودش همراه می کند و بازی های خوب بازیگران فیلم نیز به این مسئله کمک می کند.

 – «خاکستر و برف» را می توان نگارشی ضعیف تر (هم به لحاظ فیلمنامه و هم به لحاظ ساخت) از آژانس شیشه ای دانست. همانند آژانس شیشه ای داستان فیلم مبتنی بر قصه رزمندهای است بریده از جامعه و هضم شده در روزمرگی های اجتماعی که رویدادی غیرمنتظره (پیدا شدن پیکر همرزم و دوستش) وی را به گذاشته اش پیوند می زند. احسان نیز مانند حاج کاظم «آژانس شیشه» ای در مسیر هدفی که برای خود پس از این پیوند برگزیده است با نیش و طعنه قشرهایی از جامعه روبرو است و در انتها نیز به سرنوشتی مشابه عباس آژانس روبه رو است.

 – فیلم شخصیت های اصلی خود را به صورت دیجیتالی(سیاه و سفید) تعریف می کند. در یک سو شخصیت مثبت فیلم که رزمندهای فداکار بوده که مظلومانه بدون گناه محکوم شده، حتی از خود نیز دفاع نکرده است، به خاطر این مسئله سال ها است کشور را ترک کرده است و هم اکنون هم حداکثر تلاش را در جهت رعایت اخلاق دارد. گذاشته است و در سوی دیگر شخصیت منفی فیلم معلمی است که از ابتدا تا انتهای فیلم رفتاری پرخاش گونه دارد، بدون هیچ دلیلی حاضر است انواع اتهامهای سیاسی و اقتصادی را به رقیبش وارد کند و صرفاً به خاطر احتمال ضرر و زیان مالی خودش میخواهد مادر و خواهر داوود(مادر همسر و همسر خود) را که ۲۵ سال منتظر پیدا شدن پیکر شهید بوده اند از حضور در تشییع جنازه او محروم کند.

 – این نگاه سیاه و سفید اگر چه در طول نمایش فیلم میتواند منجر به همذات پنداری بیشتر بیننده با شخصیت مثبت فیلم شود، اما از پایداری این احساس می کاهد. چرا که در دنیای واقع کمتر میتوان ما به ازای اجتماعی برای این دو شخصیت یافت.

– باید اذعان داشت، بر خلاف خیلی از فیلم های جشنواره و فیلم های دفاع مقدس «خاکستر و برف» دارای دو عنصر سر و ته در داستان خود است و مشکل داستان به میانه و حواشی داستان اصلی بر می گردد. بخش عمدهای از جذابیت داستان فیلم را سؤال هایی تشکیل می دهد که در حین فیلم برای مخاطب ایجاد می شود. سؤال هایی مانند اینکه علت اصلی و پشت پرده مخالفت ابراهیم با مطلع شدن مادر شهید از تشییع جنازه پسرش چیست؟ چرا احسان داستان شهادت داوود را برای خانواده داوود تعریف نکرده است؟ و…. اینها همۀ سؤال هایی است که عملاً فیلم در انتها تمام آنها را بی جواب می گذارد. البته میتوان روشنفکرانه تحلیل کرد که هدف کارگردان درگیر کردن ذهن و خلاقیت تماشاگر با موضوع است، ولی آنچه به واقعیت نزدیک تر به نظر می رسد این است که خود وی هم پاسخی برای سؤال ها نداشته است و صرفاً برای جذابتر کردن فیلم از آن استفاده نموده است که البته در این امر نیز موفق بوده است.

 – دلیل مخالفت شدید و عصبانی گونه ابراهیم با مطلع کردن مادر داوود در فیلم برای بیننده مشخص نمی شود. همچنین بیان دلیل این که چرا احسان جریان شهادت داوود را به خانواده وی نگفته است و به جای آن کشور را ترک کرده است به بعد از تشییع داوود حواله داده می شود و مخاطب این ابهامات را در انتها با خود به خارج از سالن سینما می برد.

 – چاشنی فیلم استفاده از یک مثلث کم رنگ عشقی است. یکی از سه ضلع این مثلث(ریحانه) زنی متأهل است که آنگونه که از محتوای فیلم برداشت می شود، قرار بر ازدواجش با احسان (که در حال حاضر در روسیه دارای همسر و فرزند است) بوده است، اما به دلیل ماجرای شهادت برادرش داوود و مقصر دانستن احسان در آن به ازدواج ابراهیم (نقش منفی) فیلم در می آید. در پایان فیلم نیز (بدون بیان دلیل مشخصی) معلوم می شود که روایت نادرست ابراهیم از ماجرا باعث مقصر دانستن احسان شده است. این مسئله بهانه ای برای کارگردان فراهم می سازد که علاقه زن متأهل به نامزد پیشینش احسان را در قالب صحنه هایی مانند مراجعه ریحانه در کنار دریا به احسان (که با وزش باد به چادر ریحانه در نمای دور رمانتیک تر نیز به نمایش کشیده می شود) یا دفاع از او در برابر شوهرش در انتهای فیلم به نمایش درآورد.

 – اگر چه کارگردان یکی از اهداف فیلم خود را نقد نگاه غیرمنصفانه به جنگ و آدمهای آن اعلام می کند، اما در نمایش این نگاه غیرمنصفانه تا حد زیادی ضعیف عمل کرده است و شعاری بودن و بعضاً غیرمنطقی بودن بی انصافی های ابراهیم باعث می شود بیننده نتواند ارتباط جدی با آن برقرار کند.

 – به هر شکل و علیرغم وجود برخی ضعف های ساختاری در فیلمنامه و ساخت، «خاکستر و برف» این امیدواری را به وجود می آورد که نسلی جدید از کارگردانان در سینمای ایران در حال ظهورند که می توانند جای کارگردان های نسل قدیم بریده از دفاع مقدس را پر کرده و مفاهیم آن را به نسل آینده منتقل کنند. آن چه که برای فراهم کردن بستر تاثیرگذاری بیشتر این نسل ضروری به نظر می رسد این است که بر روی ساخت فیلمنامه های قوی تر و پرورش نسلی معتقد به آرمان های انقلاب اسلامی در این بخش مهم از زنجیره ارزش صنعت سینما نیز سرمایه گذاری جدی تری شود.

نظری بدهید

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به تیک فیلم(tikfilm.net) می باشد.