دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم

به تیک فیلم خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

قوانین تیک فیلم

جدیدترین فیلم ها

دانلود فیلم اطراف آرامش
دانلود فیلم پیش خواهد آمد
دانلود فیلم هیهات
دانلود فیلم نزدیک تر
دانلود فیلم داره صبح میشه
دانلود فیلم امکان مینا
دانلود فیلم خاکستر و برف
دانلود فیلم پشت نیمه شب

برای مشاهده همه فیلم های جدید کلیک کنید

نقد و بررسی فیلم تراژدی

نقد و بررسی فیلم تراژدی

«تراژدي» داستان قاسم سبزی‌کار است كه براي جبران غرور از دست رفته در برابر همسرش با مرگ دوئل می‌کند. شکست اقتصادی و شکست عشقی هر دو موجب می‌شوند تا او با تاخت جانش در یک تصادف عمدی و تصور دریافت دیه‌ی دوبرابر در ماه محرم، بخواهد از شرمندگی خانواده‌اش درآید. برای همین است تا در بیمارستان چشم باز می‌کند اولین غصه‌اش این است که نمرده است.

نقد و بررسی اول فیلم تراژدی :

 

زینت بی‌خبر از همه‌جا از این‌که شوهرش زنده مانده خوشحال است، و نگران جور کردن هزینه بیمارستان. او در میان گرفتاری‌هایش گه‌گاهی چشمش به موسی می‌افتد و مخاطب را به ارتباط بین خودشان کنجکاو می‌کند.
موسی عاشق پیشین زینت است که چون جغد روی زندگی قاسم چنبره زده است و با کبوترهایش در حریم یارش بال و پری می‌زند. هر چند با وجود نگاه‌های دزدیده‌اش به زینت، به قاسم می‌گوید که نظری به زندگی او ندارد. همین حرف شخصیت‌پردازی او را ضعیف‌تر کرده و حضورش را در فیلم در حد یک لولو سرخرمن پایین می‌آورد.
حبيب وَردست و شاگرد قاسم است که وسوسه می‌شود پول دیه‌ی قلابی مرگ قاسم را به تنهایی بالا بکشد؛ اما ناگهان پشیمان شده و متحول می‌شود و سروجانش را متعلق به قاسم می‌داند! برای تغییر و تحول شخصیت باید شرایط کافی در فیلم موجود باشد، اما حبیب بدون کامل بودن این شرایط همان‌طور که ناگهان تصمیم می‌گیرد بیش از چهارصدمیلیون ضارب را تلکه کند، به‌سرعت متحول شده و به بیست میلیون، آن‌هم برای درمان قاسم رضایت می‌دهد. قاسم مفلوکی که پس از تصادف مفلوک‌تر شده و از این‌که کسی به او توجهی ندارد، زجر می‌کشد؛ برای همین نمی‌خواهد مرگش مفت باشد. قاسم که در طول حیاتش سرمایه‌ای برای زندگی نداشته می‌خواهد با مرگ مشکلات خانواده‌اش را حل کند، اما خبر ندارد که تمام احتمالاتش اشتباه از آب درمی‌آید و مرگش از مفت هم مفت‌تر تمام می‌شود؛ و بدتر خرج کفن‌ودفن را بر گردن زینت می‌اندازد.
دوئل دو مرد بر سر زینت و زندگی، به مرگ قاسم و کوچ موسی از همسایگی زینت منجر می‌شود. یک تراژدی تمام عیار. اما این‌که فیلم‌سازان عنوان فیلم را به ژانر فیلم منتسب کنند، کار جالبی نیست. حتی عنوان پیشین فیلم، یعنی «تراژدی قاسم سبزی‌کار» بیشتر به کار فیلم می‌آید تا این‌که تنها با یک «تراژدی» روبه‌رو باشیم. البته فیلم‌ساز با تجربه‌ی سال‌ها کار در سینما به‌عنوان مجری طرح می‌داند که پایان غم‌انگیز بیش از پایان شاد در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود و او را به تفکر وامی‌دارد، حتی اگر برخی از مخاطبان با دیدن اعلان مرگ قاسم، آه‌شان در سالن سینما درآید.
گویا تنها خاصیت مرگ قاسم، پی بردن ضارب به ذات نامادری جوانش است، نامادری که با مهربانی و زبانی خوش رضایت می‌دهد تا مشکلات پسر همسر متوفایش حل شود؛ حتی با وجود این‌که هم‌سن اوست، برایش مادری بکند و بخواهد تا ابدالدهر مشکلات وی را حل کند.
آزیتا موگویی این جسارت را دارد که در اولین فیلمش تنها به فکر ساخت فیلمی صرفاً جذاب برای گیشه نباشد؛ بلکه بخواهد به روابط آدم‌های داستانی که روایت می‌کند، بپردازد؛ هر چند روایتش همیشه و در همه‌ی سکانس‌ها همانی نباشد، که باید باشد.

 

 

نقد و بررسی دوم فیلم تراژدی :

 

 

فیلم تراژدی اولین ساخته آزیتا موگویی این روزها در حال اکران در سینماهای کشور است و داستانی است از غرور شکسته مردی به نام قاسم سبزی کار که از پس ناتوانی های زندگی اقدام به عملی نامتعارف در زندگی می کند و در واکنشی از تنگدستی خود را به پیکر ماشین هایی گران قیمت می زند تا از صاحبان متمول آن ها پولی را برای آینده خانواده نگون بخت خود دریافت نماید و در این میان شاگرد قدیمی اش، حبیب نیز همراه او می شود تا طلب دادخواهی صوری از صاحب ثروتمند ماشین نماید. این داستان به همین نحو تصنعی از روایت به اجرا در می آید و به جز بازی تاثیرگذار از سوی مهدی هاشمی در نقش پیرمردی درمانده در این فیلم نمی توان دیگر ردی از خلاقیت و نوآوری را در پرداخت شخصیت های متعدد فیلم گرفت. نقش هایی عاریه ای از بازی هایی بی هویت که می توان به عنوان نمونه های بسیار ردیف کرد. از جمله زینت همسر قاسم با بازی رویا نونهالی و حبیب با بازی بهرام رادان که تنها لحن و ادای جنوب شهری را در خود نشان می دهد و موسی که بعدها مشخص می شود که نقش عاشق قدیمی زینت را داشته و حالا به قول قاسم سبزی کار همچون جغدی در ساختمان مجاور آن ها به تنهایی زندگی می کند. فیلم سرشار از این تیپ های بی کارکرد و کاراکترهای محدود و نامحدود دیگری است که هرکدام برای فعلی انجام نشده می آیند و نگاه و کلامی می گویند و بدون اثرگذاری در شاکله درام از صحنه خارج می شوند.

فیلم تراژدی اگرچه به عنوان اولین تجربه کارگردانی خانم موگویی سعی کرده در اجرا سر و شکل کارگردانی موجه ای به خود بگیرد و تصاویری قابل ارزش را به مدد فیلمبردار خلاقی چون هومن بهمنش داشته باشد، اما حفره های بسیاری که در بخش های مختلف فیلمنامه وجود دارد، مانع از رسیدن آٰن به اثری قابل اشاره می گردد. آزیتا موگویی که سال ها سابقه حضور در عرصه سینما داشته و فعالیت خود را از سال 1366 در پشت صحنه سینما آغاز کرده است، در فیلم تراژدی به نماهایی برگرفته از اساتیدش روی می آورد. وی که با سه دهه فعالیت مستمر در سینما تقریباً در همه بخش های آن اعم از دستیار کارگردان، برنامه ریز، تهیه کننده ، طراحی صحنه و لباس فعالیت کرده و همواره در کارش موفق بوده است، در تراژدی نمی تواند به اثرگذاری های یک کارگردان کاربلد دست زند تا فیلمی را که در بسته ای قابل توجه ارائه می گردد، به سرانجام مطلوبی برساند.

شخصیت های ناکوک و بی هویت همچون موسی در فیلم تراژدی، قصه ای را که می توانست در عین تلخی به خوبی روایت شود، به عرصه ناموفقی می رساند. موسی که از پرده دوم در فیلم تا حدودی از ماهیت عاشق پیشه گی اش اطلاع می یابیم، در پایان کاملا آویزان در نقشی است که از سوی کارگردان کدگذاری نشده است و مشخص نیست که کاراکتر فوق چه نشان و موقعیتی در امروز دارد؟ نه جنون اش مشخص است و نه رازی که در سینه دارد. و نه عشقی که بتوان به آن استناد کرد. در واقع هیچ رویه ای از مومن بودن و یا کینه ورزیدن او بر قاسم که زندگی اش را از او گرفته است، در نمی یابیم و نشانه های استیصال این کاراکتر و پرسوناژ های نگون بخت تراژدی نزد مخاطب منعکس نمی گردد و اگر با قاسم سبزی کار می توانیم به نزدیکی برسیم، بیشتر براساس توانایی های شخصی این بازیگر مستعد است تا شخصیت پردازی منحصر به فردی که می بایست شکل می گرفت.

به هر صورت فیلم تراژدی با توجه به نکات ارزنده ای که در تصویر می یابد و برخی از سکانس ها که صورتی سینمایی به خود یافته است، در مجموع نمی تواند به عنوان اثری ارزنده که قابلیت ماندگاری را داشته باشد، شمرده شود.

 

 

نقد و بررسی سوم فیلم تراژدی :

 

خلاصه داستان : قاسم سبزی کار ( مهدی هاشمی ) مرد خودباخته ای است که برای سربلندی در مقابل خانواده اش تصمیم می گیرد خود را در معرض یک سانحه تصادف قرار دهد تا بتواند از طریق دریافت دیه ، به خانواده اش کمک کرده باشد اما … کارگردان : آزیتا موگویی : آزیتا موگویی فعالیت سینمایی خود را از سال 1366 در پشت صحنه آغاز کرد و طی سه دهه فعالیت مستمر در سینما تقریباً در همه بخش های سینما اعم از دستیار کارگردان، برنامه ریز، تهیه کنندگ ، طراحی صحنه و لباس و… فعالیت کرده است. موگویی را یکی از با تجربه ترین و مسلط ترین افرادی می نامند که در پشت صحنه فعالیت کرده است و همواره در کارش موفق بوده است. « تراژدی » اولین فیلم آزیتا موگویی در بخش کارگردانی می باشد. آزیتا موگویی همچنین همسرِ رضا کریمیِ کارگردان است. درباره فیلم « تراژدی » : « تراژدی » طرح اولیه بسیار خوبی دارد. صحنه سازی برای دریافت دیه و مشکلات پی آیند آن که قرار هست به یک تراژدی ختم شود. اما این طرح ابتدایی نیازمند بررسی دقیق و قرارگیری درست پازل های آن در کنار یکدیگر می باشد که در « تراژدی » این اتفاق با اشکلات زیادی رخ داده که باعث می شود فیلم نتواند حرف خود را بطور کامل بزند. یکی از عمده ترین مشکلات « تراژدی » فیلمنامه آشفته و درهم و برهم آن است که ارزش کار را در حد یک اثر اجتماعی تلویزیونی پائین کشیده است. پرداخت شخصیت ها در « تراژدی » جایگاه غریبی دارند و در اینجا به حال خود رها نمی شوند بلکه به بدترین شکل ممکن پرداخت می شوند. متاسفانه « تراژدی » نیز دنباله روی عادت همیشگی سینمای ایران یعنی ” تحول ناگهانی شخصیت ها ” می باشد که آزاردهنده ترین بخش فیلم را رقم زده است. در « تراژدی » همه نوع شخصیتی را می توان یافت : غنی، فقیر، بد، خوب، خسته و…. اما فیلم همین تعاریف ساده را هم به خوبی پرورش نمی دهد و در طول داستان، بارها افراد بی آنکه دلیل مشخصی داشته باشد دچار تحول می شوند. به عنوان مثال حبیب که مصرانه به دنبال بالا کشیدن دیه قلابی قاسم است، بطور ناگهانی و بی آنکه فیلمساز دلیلی را در مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد، متحول شده و اعلام می کند که همه جوره مرید و رفیق قاسم است! عشق قدیمی میان زینب و موسی هم از جمله خرده داستانهای فیلم به شمار می رود که در حد یک نگاه زیر چشمی مطرح شده و زمانی که باید این خرده داستان نیز بسط داده شود، موسی مستقیماً به قاسم اعلام می کند که به زندگی او چشم ندارد و به این ترتیب به راحتی تماشاگر را دست می اندازد. موگویی همچنین در پرداخت موقعیت ها و دکوپاژ فیلم نیز ضعیف عمل کرده است. در فیلم آدمها از دو طیف بالا و پائین جامعه دقیقاً همانند تعریف یک خطی از جایگاه اجتماعی شان تعریف شده اند و فیلمساز تنها به همان تعریف های یک خطی از جایگاه های اجتماعی بسنده کرده و خود به موشکافی موقعیت ها مبادرت نورزیده است. این مشکلات بزرگ در دکوپاژ یک فیلم را می توان نمونه بارز کم تجربگی فیلمساز دانست. طراحی لباس فیلم نیز یکی دیگر از مشکلات فیلم به شمار می رود که مخصوصاً درباره بهرام رادان این مشکل عیان تر است. کاپشن بهرام رادان در فیلم ظاهرا قرار است که نمایانگر جایگاه اجتماعی او باشد اما نسل این نوع کاپشن ها شاید به دو دهه اخیرباز می گردد و یافتن آن و مهمتر از همه، پوشیدن آن در جامعه امروز اتفاقی نادر به شمار می رود. این نوع کم کاری ها در یک اثر سینمایی واقعاً تعجب برانگیز است. در میان بازی های فیلم ، مهدی هاشمی برترین جایگاه را دارد. وی در ایفای نقش مردی شکست خورده و تمام شده بهترین انتخاب ممکن برای این نقش بوده است و تماشای بازی وی لذت بخش است. بهرام رادان در نقش فردی کوچه بازاری تلاش قابل تقدیری داشته است اما پذیرفتن او در این نقش بسیار مشکل است و حتی گریم سنگین او هم نتوانسته به باورپذیری بیشتر او کمکی کرده باشد. پانته آ بهرام در حضور کوتاه مدت خودش در فیلم آرامشی عالی در بازی اش موج می زند و رویا نونهالی و حسین یاری نیز بازی قابل قبولی از خود ارائه داده اند با این توضیح که پرداخت شخصیت آنها چیزی در حد مجموعه های تلویزیونی بوده است. « تراژدی » اولین تجربه کارگردانی آزیتا موگویی است و اشتباهات زیاد فیلم را می توان به تجربه اندک او در مقام کارگردانی مرتبط دانست. فیلم در بیان گفته هایش لکنت دارد و نمی تواند حرف خود را به درستی ادا کند. فیلمنامه « تراژدی » آشفته و بی منطق است و لذت تماشای یک اثر اجتماعی را تا حد زیادی از بین برده است.

 

نقد و بررسی چهارم فیلم تراژدی :

 

«تراژدي» همان طور که از عنوانش برمي‌آيد فيلم تلخي است. فيلم روايت زندگي مردي ا‌ست که براي پايان بخشيدن به زندگي حقارت آميزش نزد اعضاي خانواده که نشات گرفته از معضل بيکاري و بي‌پولي اوست دست به تصميم عجيبي مي‌زند. فضاي فيلم، کاملاً رئاليستي است و شخصيت‌هاي آن نه عجيب و غريب که بسيار نزديک به شخصيت‌هايي هستند که روزانه در جامعه مي‌بينيم شان. «تراژدي» به لحاظ محتوايي نه يک شاهکار، اما فيلم خوبي است. فيلمنامه‌ کارشده‌اي دارد و گرچه گاهي ريتم فيلم کمي کند پيش مي‌رود، اما داستان قوت خود را تا پايان کار حفظ مي‌کند و عناصر درام دچار بهم ريختگي نمي‌شوند. موگويي در «تراژدي»، دست به مقدمه چيني هاي بي مورد نمي زند. در نقطه‌ آغاز درام، شخصيت اصلي فيلم يعني «قاسم» در يک موقعيت مرزي قرار مي گيرد. او که خود را فردي بيهوده و ناکارآمد مي‌پندارد دچار احساس يأس و بيهودگي شده و زندگي اهميت خود را براي او از دست مي‌دهد. بحران وجودي که براي قاسم اتفاق مي‌افتد او را به پوچگرايي مي‌کشاند و به همين دليل، او پس از کشمکش‌هايي با حبيب (بهرام رادان) مي‌گويد که در عمل به تصميمش جدي ا‌ست و در نهايت دست به خودکشي (آن هم با آن روش عجيب) مي‌زند. قاسم در دايره‌ جبر تعيين شده و محتوم، دست بر اختيار مي‌گذارد و تصميمي بزرگ و درعين حال ويرانگر مي‌گيرد. نقشه‌ او با شکست مواجه مي‌شود و به جاي مرگ با بحران‌هاي بزرگ‌تري روبرو مي شودکه البته شخصيت ويران‌شده او را تا حدي بازسازي و دردهاي هميشگي‌اش را التيام مي بخشد. در طول فيلم، رويارويي او با ديگر شخصيت‌هاي داستان و حتي شخصيت‌هاي ديگري که قاسم هرگز با آنها مواجه نمي‌شوند، اما به نوعي در سرنوشت او تأثير مي‌گذارند (‌چون پژمان)، موجب مي‌شود که او در آرامش و آسودگي خيال از دنيا برود. درواقع، در نقطه‌ آغازين درام، مرد، دچار اضطراب است و سؤال-هاي بي پاسخ متعددي در ذهنش جريان دارند، اما هنگامي‌که به منزل عيسي (حسين ياري) مي‌رود و پاسخ سوالاتش را مي-گيرد و از مرد حلاليت مي‌طلبد با ذهني آرام و پالايش شده به آغوش مرگ مي‌رود. يکي از ويژگي هاي مثبت «تراژدي» آن است که شخصيت‌هاي آن تک بعدي نيستند. اين شخصيت‌ها علاوه بر جنبه‌هاي ظاهري و آشکارشان راز‌هايي را با خود حمل مي‌کنند و هر يک گذشته‌اي دارند که بر زندگي ديگري تأثير مي‌گذارد. به بياني، شخصيت‌هاي فيلم ويژگي انگيزشي دارند و از سه سطح خودآگاه، ناخودآگاه و نيمه آگاه برخوردارند و در کنش هاي شان از اين دارندگي بهره مي‌گيرند. به عنوان مثال، چهره زينت و گفتارش با هم در تضاد کامل‌اند و اين از ظريف ترين وجوه شخصيت‌پردازي کاراکتر زينت با بازي خوب رويا نونهالي است که البته حالت چشم‌ها و نوع نگاهش به بازي او کمک بسياري کرده است. او بارها از اين قابليت و البته ويژگي چهره در فيلم‌هاي مختلفش چون «بوي کافور عطر ياس» و «خانه‌اي روي آب» بهره گرفته است. وجود زينت مملو از حسرت و تنفر و ترس است، اما در رفتار و گفتارش چيز ديگري مي‌بينيم. او همان ماسک معروفِ کارل گوستاو يونگ را بر چهره دارد تا نقش خود را در خانواده تثبيت کرده و از فروپاشي زندگي خانوادگي جلوگيري کند. روابط شخصيت‌ها در «تراژدي» سهل و ممتنع است. در ابتداي فيلم، قاسم مرد فداکاري معرفي مي‌شود که قرار است در راه نجات خانواده از بحران مالي‌ و برداشتن بار از دوش همسر زحمتکشش، دست به ازخودگذشتگي بزرگ و البته احمقانه‌اي بزند. همسرش زينت، زني خشک، بي تفاوت و خسته به نظر مي‌رسد و عيسي، مرد ميانسالي که در همسايگي آنها زندگي مي‌کند و در شرايط دشوار همراه آنهاست. عيسي مردي خنثي و بي‌تفاوت معرفي مي شود، اما به مرور و با پيشرفت داستان، گذشته‌ شخصيت‌ها و روابط آنها با يکديگر بر مخاطب نمايان مي‌شود. نگاه زينت همانند سکوتي‌ست که سرشار از ناگفته-هاست. در نگاه او غم و اندوه و رازي پنهان موج مي‌زند. قرار گرفتن متقارن او و عيسي در کادر تصوير به هنگام خون دادن براي قاسم، از اولين و ظريف‌ترين نشانه‌هايي است که دلالت بر نوعي رابطه ميان آن دو دارد. درواقع دو عاشق جداشده از هم، براي همسر زن خون مي‌دهند تا او را از مرگ نجات دهند. عيسي و زينت در گذشته يکديگر را دوست داشته اند و قاسم هم اين را مي داند، اما خروج زينت از منزل عيسي درست در زمان رسيدن قاسم بحران‌هاي مرد را دوچندان مي‌کند. زن براي آنکه از عيسي سوالي بپرسد به منزل او مي‌رود، اما در بسته مي‌شود و مخاطب نيز در بي‌خبري و ناآگاهي باقي مي‌ماند. قاسم که همواره سايه‌ عيسي را بر زندگي‌شان احساس مي‌کند حالا دچار ترديد مي‌شود. آيا همسرش به او خيانت کرده است؟! … سکانس مکالمه‌ قاسم و زينت در شبي که فرزندان شان به هيات مي‌روند يکي از برجسته‌ترين سکانس‌هاي فيلم است. ديواري ميان زن و مرد فاصله انداخته که در واقع نمادي است بر فاصله‌ دروني آن‌ها و ويراني رابطه شان و تنها اين ديوار است که باعث مي‌شود زينت براي اولين بار بي پرده، بي ملاحظه و بي خجالت حرف دلش را به همسرش بزند، حرفي که قاسم را برمي آشوباند و باعث شکل گيري کنشي جديد در داستان مي شود. زينت، عاشق عيسي بوده است و سوالي که هم براي مخاطب و هم براي قاسم پيش مي آيد آن است که آيا او هنوز هم عاشق عيسي است؟ سکانس ورود قاسم به خانه عيسي نيز سکانس خوبي است که نقطه عطف درام هم محسوب مي‌شود و در آن از برخي رازهاي گذشته و احساسات عيسي نسبت به زينت پرده برداشته مي‌شود. در آن سکانس، گويا جاي قاسم و عيسي پس از آن همه سال عوض مي شود. قاسم همواره از تصاحب زن احساس غرور مي‌کرده و عيسي نظاره‌گر اين پيروزي بوده و حالا، اين قاسم است که با حالي نزار در انتظار کمکي از سوي عيسي است تا به زندگي‌اش خاتمه بخشد. به موازات کشمکش‌هاي خانواده‌ قاسم، شاهد زندگي خانواده‌ ديگري هستيم که به لحاظ مالي و طبقه اجتماعي در تضاد با قاسم قرار مي گيرند. پژمان، مردي جوان و از فرنگ برگشته است که قاسم خود را جلوي ماشين او انداخته و حالا حبيب، شاگرد و همدست او، قصد دارد از مرد اخاذي کند. او به دروغ به پژمان مي‌گويد که قاسم مرده تا پول بيشتري از او بگيرد، اما به مرور با بدبختي‌ها و رابطه‌ پرچالش پژمان با نامادري‌اش، مهشيد (پانته‌آ بهرام) مواجه مي‌شود. رفتار پژمان با مهشيد نشان از نوعي بي‌اعتمادي و خصومت دارد، اما موگويي تلاش مي‌کند تا در فيلم خود پرسوناي هميشگي نامادريِ بدذات و تنفرآميز را بشکند و از او چهره‌اي خوشايند و مقبول به نمايش بگذارد. در حرکت موازيِ بخش پاياني فيلم که حبيب در تلاش براي جور کردن پول است تا خرج بيمارستان قاسم را بدهد و قاسم در حال فرار براي رساندن خود به منزل عيسي، باز هم نوعي ارتباط ميان دو خانواده به چشم مي‌خورد که حبيب نقطه اتصال آن است. دو خانواده که کوچک ترين سنخيتي با يکديگر ندارند حالا به طرز عجيبي به هم متصل مي‌شوند و سرنوشت يکي بر ديگري تأثير مي گذارد و در نهايت هر يک به نحوي منجي ديگري مي‌شوند: پژمان، پولي را که حبيب براي درمان قاسم مي خواهد براي او جور مي‌کند و دروغ‌هاي حبيب درباره‌ اوضاع قاسم موجب بهبود رابطه پسر با نامادري‌اش مي‌شود. مضمون حفظ آبرو و ارزش‌ها بي آنکه به سمت و سوي شعارزدگي برود در فيلم به خوبي به نمايش گذاشته مي‌شود. زينت يک بار از سوي صاحب کارش (پيام دهکردي) با پيشنهاد بي‌شرمانه رو‌به رو مي‌شود و از سويي همچنان عشق کهنه‌ عيسي را در دل مي‌پروراند، اما هرگز کاري نمي کند که عزت نفسش را از دست بدهد و مايه‌ شرمساري قاسم و فرزندان شان شود. قاسم نيز، که سال‌ها شرافتمندانه زندگي کرده است براي آن که ننگ زندگي تهي‌دستانه و رنج و آسيب همسر و فرزندانش را تحمل نکند تصميم مي‌گيرد تا دست به آن عمل خطرناک و اشتباه بزند. در واقع، «تراژدي» داستان آدم‌هايي است که براي حفظ ارزش‌ها و آبروي خود مي‌جنگند و خطر مي‌کنند. بازي‌هاي «تراژدي» پرقدرت‌اند و يکي از برگ هاي برنده آن. مهدي هاشمي، يکي از درخشان‌ترين بازي‌هاي خود را در اين فيلم به تصوير مي‌کشد و بهرام رادان با شکستن کليشه پسران مرفه و طبقه بالاي جامعه، بخشي ديگر از توانايي هاي بازيگري خود را به منصه ظهور مي رساند. بازي پرقدرت رويا نونهالي در نقش زينت و همين طور بازي درونگرايانه حسين ياري از ديگر بازي‌هاي خوب و قابل توجه کار هستند. پانته‌آ بهرام و پيام دهکردي نقش‌هايي کوتاه دارند، اما بازي آنها نيز باورپذير و منطبق با فضاي داستان است. از ضعف‌هاي «تراژدي»، ريتم کند آن است که البته با ذات فيلم هماهنگي دارد، اما تا حدودي از کشش کار مي‌کاهد و با توجه به فضاي سرد فيلم، بر بار غمزدگي آن مي‌افزايد، اما در عين حال ميزانس‌ها و قاب‌بندي‌هاي متعارف و دقيق کار از ويژگي-هاي مثبت قابل ذکر آن است. طراحي صحنه و لباس «تراژدي» بسيار خوب است و رنگ‌هاي استفاده شده فضاي سرد و غم‌انگيز داستان را به مخاطب القا مي‌کند و با درون شخصيت‌ها و اتفاقاتي که براي‌شان رخ مي‌دهد هماهنگي دارد. «تراژدي» فيلمي خوش ساخت و کم نقص است و اثري قابل قبول به عنوان اولين ساخته فيلمسازش که البته سال‌ها در سينماي ايران فعاليت داشته است و سينما را به خوبي مي‌شناسد.

 

 

نظرات بینندگان فیلم تراژدی:

 

تراژدی یعنی شرایطی ک در اون قهرمان داستان میان یک چند راهی (فرضا دو راهی) گیر کرده و مجبور ب انتخاب یکی از آن هاست!
شرایطی ک قهرمان داستان میدونه ک همه راه های سرانجام تلخی دارند!
مثل داستان رستم و اسفندیار!
رستم ن می توانست نجنگد! چرا ک آبروی ملت و وطنش بر باد میرفت!
و ن می توانست بجنگد! چرا ک اسیر نفرین زرتشت می شد!
مهدی هاشمی هم در چنین دو راهی مرگ یا زندگی ای قرار گرفته بود!

 

 

خیلی معمولی. هیچ چیز خاصی نداشت. این فیلم اگر ساخته نمی شد، هیچ اتفاقی نمی افتاد. در تعجم از اظهار نظر بعضی از دوستان. بازی بهرام رادان در ادامه سیر نزولی این بازیگر بود و بسیار ضعیف

 

 

فیلنمامه کلیشه ای داشت . ولی با این حال بازی ها خوب بودن مخصوصا بهرام رادان. درد قشر ضعیف جامعه رو خوب نشون میداد. به درد یه بار دیدن میخورد

 

 

فیلم خوبی بود درد اجتماع رو نشون میده. کسانی که همیشه نگران و ناراحت قشر ضعیف جامعه هستند بهتر میتونن با این فیلم ارتباط برقرار کنن. من دوسش داشتم.

 

نظری بدهید

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

X
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به تیک فیلم(tikfilm.net) می باشد.