نسخه دوبله فارسی. آموزش سوییچ بین زبان فارسی و انگلیسی (کلیک کنید)

دانلود فیلم خارجی Spider-Man: Homecoming 2017

دانلود فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه دوبله فارسی

دانلود فیلم Spider-Man: Homecoming 2017 با حجم کم و لینک مستقیم

دانلود فیلم Spider-Man: Homecoming 2017

tgp-dl

پشتیبانی خرید تلگرام: @Shop_Upera_Bot

نقد و بررسی فیلم Spider-Man: Homecoming (مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه)

«مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» مانند دیدن دو فیلم با یک بلیط است. اولی درباره ی یک دانش آموز خجالتی و غیراجتماعی سال دوم دبیرستان است که با مشکلات نوجوانی دست و پنجه نرم می‌کند، در حالیکه سعی می‌کند کارآموزی‌اش را حفظ کند. دومی درباره‌ی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و نمادی‌ترین ابرقهرمانان کمپانی مارول (Marvel) است که سرانجام به جهانی باز می‌گردد که در آن سایر قهرمانان این کمپانی نیز زندگی می‌کنند. اگر «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» شش ماه پیش منتشر شده بود ممکن بود نسبت به آن دید بهتری داشته باشم. اما از آن زمان ژانر ابر‌ قهرمان متحمل تغییر بسیار مهمی شده که حاصل از دو عنوان «لوگان» (Logan) و ‌«زن شگفت‌انگیز» (Wonder Woman) است که ورق بازی را برگرداتده ‌اند. اکنون آنچه که داستان کلی «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» را فرم می‌دهد سطح انتظارات را برآورده نمی‌کند. فیلم کهنه به نظر می‌رسد.با وجود اینکه داستان پیتر پارکر لذت بخش است، این تنها بخشی از چیزیست که فیلم ارائه می‌دهد. هر بار که پیتر لباس مخصوصش را به تن می‌کند ما دقیقا می‌دانیم که قرار است چه اتفاقی رخ دهد، مو به مو. فیلم الهام بخشی خود را ازدست داده است.حتی "اتفاق غیر منتظره‌‌" بزرگ فیلم بیشتر لایق یک خنده ی جزئی است تا بازماندن دهان – مثل این است که آن را از دل یک فیلم آبکی بد بیرون کشیده باشند.

این فیلم ششمین فیلم مرد عنکبوتی است.طرفداران مارول خواهند گفت این اولین فیلم مرد عنکبوتی است که در دنیای سینمایی مارول (به اختصار MCU) رخ می‌دهد که درست است. در نتیجه ی قراردادی بین سونی و دیزنی، کاراکترها می‌توانند به اشتراک گذاشته شوند. که این امر باعث شده این ورژن از مردعنکبوتی (با بازی «تام هالند») ناشیانه و به زور در فیلم «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» جا داده شود و شانسی برای «تونی استارک» (Robert Downey Jr)، «هپی هوگن» (Jon Favreau) ، «پیپر پاتز» (‌Gwyneth Paltrow) و کاپیتان امریکا (Chris Evans) بوجود آورده که در مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» حضور یابند. با وجود اینکه حضورشان عالی است (هم سطح «Deadpool» برای بهترین «post-credits sequence» در یک فیلم مارول)، مردآهنی بیشتر به عنوان یک خدای ماشینی عمل می‌کند که حضورش در این فیلم طوری طراحی شده که به ما یاد آوری کند که، بله، مرد عنکبوتی به خانه بازگشته است.

این فیلم بطور بحث برانگیزی بهترین فیلم مرد عنکبوتی بعد از فیلم شماره ی دو است.البته این حرف احتمالا چیز زیادی نمی‌گوید: «مردعنکبوتی ۳» افتضاح بود. مسئولین اجرایی استودیو در دستیابی به اهداف اصلی «سم ریمی» ناموفق بودند. دو فیلم بازسازی شده‌ی «اندرو گارفیلد» غیرعاقلانه بودند، ضعیف ساخته شده بودند و در حد انتظار نبودند اما خوشبختانه «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» کمی آن را جبران کرد. اما در مقایسه با دو فیلم اول «ریمی» ناامید کننده است. «ریمی» در مقایسه با جان واتس (و شش فیلم‌نامه نویس معتبر) در ساخت فیلم ابرقهرمانی بهتر عمل کرده است. طرفداران و منتقدین گفته اند که فیلم جدید حس و حال فیلمهای «جان هیوگز» را دارد. این حس هست اما من با این که «ریمی» در دو فیلم اول هم گل کاشته است، مخالفم. آیا مردم فراموش کرده اند که پیتر چطور در عشق مری‌جین می‌سوخت و چطور این عشق با آن بوسه‌ی وارونه‌ی نمادین در باران به اوج خود رسید؟ ‌«مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» آن لحظه را ندارد.

حالت فیلم نامشخص است، اگر چه به نسبت سایر فیلم‌های پیشین استودیو مارول به کمدی صریح نزدیکتر می‌شود. تنها «Deadpool» بیشتر از آن خنده دار است. «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» به اندازه‌ی کافی صحنه‌های جدی هم دارد اما به هدف بازگرداندن شوخ طبعی و گستاخی کتاب کمیک مرد عنکبوتی، فیلم جذابیت بیشتری یافته است. در مواقعی به نظر می‌رسد که ‌«مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» مانند فیلمهای اپیزودی «نگهبانان کهکشان»، سعی در پس زدن ابر سیاهی دارد که حول فیلم‌های ابرقهرمانی را گرفته است.

فیلم‌های ابرقهرمانی قدیمی ساختاری غیرپیچیده دارند. بعد از صحنه هایی که قهرمان و شخصیت شرور را معرفی می‌کنند، درگیری اولیه را می‌بینیم، داستانی که اهداف شرورانه ی نقش منفی فیلم را توضیح می‌دهد، که معمولا به دنبال آن لحظه‌ی بحران هویت قهرمان می‌آید ، سپس مبارزه مجدد ناگزیر. فیلم‌های ابر قهرمانی خوب، جزئیات جذاب کننده دارند و درست به ‌میزان کافی پا را از حد معمول فراتر می‌نهند. آنها لحظه‌هایی را به ما نشان می‌دهند که تا مدت‌ها محبوب باقی می‌مانند. «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» مانند الگو قدیمی به طرز ناامید کننده ای ساده است و به ‌همین دلیل درست به اندازه‌ی سایر فیلم‌های تابستانی که بیش از حد نیاز تولید شده اند، لذت بخش است: سرگرمی یکبار مصرفی که هدف آن نمایش کوتاه مدت ترین اوج ها پیش از ناپدید شدنشان است.

خوشبختانه مجبور نیستیم داستان اولیه را دوباره ببینیم. «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» با خلاصه ای از کاراکتر مرد عنکبوتی در ‌«کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» آغاز می‌شود. می‌فهمیم که او یک قهرمان سطح پایین است که یک لباس مخصوص ساده می‌پوشد تا از جرم های جزئی جلوگیری کند. مرد عنکبوتی یک ستاره‌ی یوتیوب است اما هنوز به رسانه‌های غالب راه نیافته است. یک زن عمو جذاب به نام می(May) ( با بازی «مریسا تومی») و همینطور یک دوست صمیمی اذیت کننده به نام «ند» (Jakob Batalon) دارد. عضو تیم آکادمیک ورزش‌های دهگانه دو میدانی است. درک بسیار پایینی از جنس مخالف دارد – در غم عشق قدیمی خود «لیز» (Laura Harrier) می‌سوزد درحالیکه «میشل» (Zendaya) که درست جلو چشمش است را نادیده می‌گیرد. تونی استارک گهگاهی ظاهر میشود، آنقدر سریع می‌آید و می‌رود که از خود می‌پرسیم نکند «رابرت داونی‌جونیوز» همزمان در حال ساخت فیلم دیگری است. او به پیتر یک لباس مخصوص پر از گجت (و یک صدا که توسط «جنیفر کانلی» صداگذاری شده) می‌دهد و او را به «هپی» (Happy) می‌سپرد که خود کارهای بهتری برای انجام دادن دارد تا مراقبت از یک بچه. پس پیتر با وسایل جدیدش به حال خود رها می‌شود.

دشمن مرد عنکبوتی این بار فردی عجیب و زننده به نام «لاشخور» (Vulture) است (Michael Chernus). یک جانور لاشخور قراضه که به اندازه ی کافی خوش شانس بوده که به تکنولوژی بیگانه دست یابد، «لاشخور» (Vulture) یک فروشنده ی سلاح‌های ابرقدرت در بازار سیاه است. به همراه نوکرانش، Tinkerer و دو Shoker (Logan Marshall-Green و Bokeem Woodbine)، لاشخور سرقت‌هایی مسلحانه از هدف‌های باارزش را ترتیب می‌بیند تا فهرست اموال خود را افزایش دهد. این زمانیست که مردعنکبوتی وارد ماجرا شده و چون تونی استارک موقتا سرش شلوغ است، پیتر مجبور می‌شود به تنهایی با لاشخور مبارزه کند.

تام هلند ثابت کرد که انتخابی عالی برای پیتر/مردعنکبوتی است. یادگار «آنتون یلچین» فقید، نوجوانی را به تصویر می‌کشد که بین میل برای افشای هویتش و لذت بردن از افتخاری که اینکار به دنبال خواهد داشت و درک این موضوع که "قدرت زیاد مسئولیت زیاد به همراه دارد" گیر افتاده است. او از پس جک‌های کوتاه (که تعدادشان هم زیاد است) خیلی خوب و با انرژی برمی‌آید. او برای بازی کردن نقش کاراکتر سن پایین بسیار قابل باورتر از «توبی مگوایر» و در کل مناسب تر از اندرو گارفیلد به نظر می‌رسد. «مایکل کیتون» انتخابی عالی برای بازی کردن نقش Vulture دارد، مردی کینه ای که به خاطر بی ملاحظگی ازسوی تونی استارک به زندگی مجرمانه روی آورده است.با این نقش «کیتون» میراث کتاب کمیکش را بهبود می‌بخشد، درحالیکه یک آدم بد مارول دیگر را به فهرست فیلمهایش اضافه می‌کند.

البته تمام انتخاب‌های بازیگران به خوبی هلند و «کیتون» نیست. من انتخاب «جیکوب باتالون» به عنوان ند را به اندازه ی ناخن کشیدن روی تخته آزاردهنده می‌یابم، اگرچه این موضوع به همان اندازه که به خاطر اجرا است به خاطر فیلمنامه هم می‌باشد. و با جود اینکه خیلی از «مریسا تومی» خوشم می‌آید صرفا نمی‌توانم او را به عنوان زن عمو مری (جذاب) بپذیرم. به نظر من «رزماری هریس» در نقشش عالی و «سالی فیلد» مناسب نقشش بود.اما «تومی» فکر می‌کنم بازآفرینی یک کاراکتر برای نسل جدید اینگونه باشد (کاری که با یکی از دوست‌ دخترهای پیتر هم انجام داده اند).

صحنه های جنگ کمتر تاثیر گذارند. واتس حس خوبی برای طراحی آنها ندارد و به همین خاطر خیلی آشفته به نظر می‌آیند (مرزی و متناقض). به همین خاطر نتایج به سادگی قابل پیش بینی اند اما این موضوع آنقدرها هم مانع بزرگی نیست. CGI نامتقارن است – بعضی جاها خوب و بعضی قسمتها طوریست که انگار از زیر کار در رفته اند ( نمایش مردعنکبوتی که درهوا تاب می‌خورد و تصویر جمعیت از بالای اثر تاریخی واشنگتن) که برداشت هایی شبیه بازی های ویدیویی داشت. موسیقی «مایکل جیاچینو» ضعیف و اقتباسی است. اگرچه به خاطر استفاده مفید از آهنگ انیمیشن مرد عنکبوتی به او امتیاز مثبت می‌دهم، تم اصلی او بیش از شباهتی گذرا به موسیقی فیلم جیمز باند ساخته‌ی «جان بری» و «مونتی نورمن» دارد (فکر میکنم پرسیدن اینکه آیا این کار بدی است یا نه عادلانه باشد).

حدسم این است که طرفداران مردعنکبوتی از بازگشت "تار عنکبوتی پرتاب کن" در مارول آنقدر هیجان‌زده شوند که به داستان نخ‌نما و بدون حتی یک لحظه ابتکار اهمیتی نشان ندهند.شاید مشکل اینجاست که بیش از اندازه سرگذشت و پیشینه‌ی مشکل ساز وجود دارد یا اینکه MCU زیادی شلوغ شده است. به هر جهت اگرچه «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» هدفش را تامین می‌کند اما تنها یک ایستگاه بین راهی فراموش شونده در نقشه ی MCU است که در آن نقشه تمام راه ها به «انتقام جویان: جنگ ابدیت» منتهی می‌گردد.